أحمد بن حامد كرمانى

41

عقد العلى للموقف الأعلى ( ضميمه رساله صلاح الصحاح فى طب ) ( فارسى )

و شب نخفتن و روز نياسودنست چون خواهم بود . پس كار از مراسلت با مشافهت افتاد . اتابك هر شب من بنده را مىخواند و اين معنى مىگفت و خطاب از حكيم يا منشى مىكرد ، و من هرلحظه عذرى مىنهادم . » « 1 » بدين طريق ظاهر مىشود كه افضل الدين علاوه بر فنون شعر و ادب و تاريخ و خطابه خوش محضرى ، در فن طب نيز مهارتى داشته كه مورد توجه شايان و در حقيقت ذوفنون بوده و در يزد با اين‌كه دو مقام و جاه و به قول امروزىها دو پست نان و آب‌دار به او مىداده‌اند ، سعهء صدر و بىنيازى طبعى او را از قبول اين دو مهم بازداشته و حتى در اين مورد خود گفته است : از وزر بترسم و وزيرى نكنم * ميرم ز گرسنگى و ميرى نكنم با آنكه دو جاه است و دو حضرت در يزد * در قعر دو بئر من دبيرى نكنم « 2 » و در اين رباعى از جناس و ايهام جاه و چاه و بئر و دبير استفاده كرده است . رساله‌اى خطى در طب به‌عنوان « صلاح الصحاح فى حفظ الصحه » در كتابخانهء مركزى دانشگاه تهران هست كه در چهار مقاله است و نسخه‌اى در پاريس هم از آن هست و متعلق به افضل الدين كرمانى است و بايد از تأليفات همو باشد . انشاء آن روان و ساده و شامل اصول پيشگيرى امراض است . « 3 » بسيار احتمال دارد كه دعوت ملك دينار از افضل ، هنگامى كه قلعهء راور را گشوده و زخمى شده بود ، نيز بيشتر براى استفاده از اطلاعات طبى او جهت معالجه صورت و خونريزى زير چشم خود بوده و افضل خود نيز به اين نكته در هنگام ملاقات اشاره‌اى دارد و در عقد العلى گويد : « در آن حالت كه عارضهء زخم مبارك رسيده بود از بنده مىپرسيد : شايد كه گوشت خورم ، من بنده گفتم اگر دو روز احتراز فرمائيد شايد ، تا قوت خون كمتر شود و ورم ساكن گردد . خواجه‌اى از خواجگان درگاه مبارك ايستاده بود گفت : اى خداوند اگر كباب كنند و بوى آن به مشام اشرف رسد

--> ( 1 ) - عقد العلى ص 104 ( 2 ) - عقد العلى ص 104 ( 3 ) - اين رساله در استوارى ج 2 ص 213 و فهرست منزوى ص 556 شناسانده شده است و آقاى دانش‌پژوه نيز به آن اشاره كرده‌اند .